امروز سرانجام كتاب "بامداد در آينه"، ده سال گفتگو با احمد شاملو نگارش نورالدين سالمى به دستم رسيد. اين كتاب البته بسيار خواندنى است. نمىدانم اگر شاملو زنده بود در بارهء اين كتاب چه مىگفت!
از آيت الله سنگلجى نقل است كه: بعضى از سخن ها را مىتوان بالاى منبر گفت، برخى را در يك اتاق و در جمع چند نفره ولى بعضى از سخنان را فقط بايد در گوشى گفت! تمام اين كتاب سخنان شاملو است كه در گوشى گفته شده است و به نظر من دكتر نورالدين سالمى كه اتفاقا پزشك هم هست و قاعدتا بايد راز نگهدار باشد، اين سخنان درگوشى و خيلى خصوصى را بالاى منبر جار زده است. اين رسم جوانمردى نيست! نمىدانم آيداى عزيز پيرامون اين كتاب چه نظرى دارد. لابد هم آيدا و هم پاشايى خيلى پكرند!
من خود با شاملو چه در حضر و در چه در سفر ماجرا ها داشتم. اما هرگز به خود جرات و جسارت ندادم كه سخنان خصوصى را جار بزنم. در سايه شاملو خود را بزرگ كنم يا در آينه شاملو خود را "براندازه" كنم! البته در اينجا بايد به جسارت دكتر سالمى آفرين گفت!
من شانس اين را داشتم كه در آخرين سال هاى عمر صادق چوبك با او هم سخن باشم. اين نويسنده بزرگ هم در آناتى سخنانى مىگفت كه مپرس! هم در مورد زندگى خودش و هم پيرامون زندگى خصوصى صادق هدايت.
اما در هر حال اين كتاب بسيار خواندنى است و مانند روزنامه هاى تابلويد انگليسى زبان ( روزنامه هاى شايعه پرداز) حس كنجكاوى و فضولى آدمى را خوب ارضا مىكند! و چون صاحب سخن شاملو است پس مىتوان سخنان نغزى را هم شكار كرد. سخن شاملو پيرامون زبان تركى خواندنى است:
" ... ما از نظر فرهنگى يه سيستم فدراتيو داريم. .... اونايى كه ترك هستن و فارسى مىنويسن باز داخل اين فدراتيو مىشن، اما مشكل زبان دارن. ..... ترس لرز (ساعدى) كاملا ترجمهء تركيه ... اين مشكليه كه اين هيجده ميليون ايرانى دارن و بهشون اين حقو نمىدن كه به زبون خودشون بخونن و بنويسن. حالا واقعيت قضيه رو نگاه كنيم اكثريت اين جامعه رو هم اينا تشكيل مىدن. اون وخ اسمشون رو گذاشتن اقليت. "
(بامداد در آينه، دكتر نورالدين سالمى، نشر باران، سوئد، ص 27)
نوشته شده توسط امیر.م.ه در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 14:19 | لينک ثابت |
