تبليغاتX
احمد شاملو
احمد زاهدي

احمد شاملو در سينماي ايران

ادبيات و سينماي ايران

در ميان هنرها، ادبيات بيشتر از همه بر سينما تاثير داشته؛ و در اين ميان كم نبودند اديبان و شاعراني كه سينما را وسيله‌ي بيان كامل‌تر و يا كارآمدتري ديده و به آن گرويده‌اند.

رابطه‌ي سينما و ادبيات از يك فصل مشترك مهم و جدى يعنى روايت آغاز مىشود از گونه‌ها و زبان‌هاى متنوعى در قالب شعر، افسانه و قصه، رمان و داستان كوتاه و .... سينما به عنوان رسانه اى كه از مجموعه‌ي هنرها بهره مى‌برد خويشاوندى نزديكى با ادبيات و روايات مورد اشاره دارد.

اقتباس ادبى در سينماى ايران، سابقه اى طولانى دارد. عبدالحسين سپنتا در طى سال هاى ۱۳۱۳ تا ،۱۳۱۶ چهار فيلم ساخت كه سه عنوان آن يعنى شيرين و فرهاد، فردوسى و ليلى و مجنون از منابع كهن ادبى ايران بهره برده بود. در سال هاى بعد گرايش به متون تاريخى، اسلامى، فولكلور و گنجينه هاى ادبى ايران به علت برخوردار نبودن سينماى ايران از فيلمنامه نويسان مجرب، سرعت زيادى يافت. و به استفاده از آثار معاصر ادبى نيز رسيد كه معروف ترين آن اقتباس از كتاب شوهر آهو خانم نوشته على محمد افغانى بود. اين سمت و سو به استفاده از نوشته هاي پاورقى نويسان نيز منجر شد و در دهه ۵۰ فيلم‌هاى متعددى از روى پاورقى‌هاى مطرح آن دوره ساخته شدند. اما جريان موسوم به موج نوى سينماى ايران به سراغ قصه هاى اجتماعى كه بار سياسى فراوانى را نيز در خود مستتر داشت، رفت و فيلم هاى گاو، تنگسير، آرامش در حضور ديگران، خاك و داش آكل در اين طيف ساخته شدند.

در اين ميان از شاعران و نويسندگاني چون غلامحسين ساعدي، احمد شاملو، محمدعلي سپانلو، ابراهيم گلستان، فروغ فرخزاد، ناصر تقوايي، منوچهر آتشي كه خود دستي در كار سينما نيز داشتند گرفته تا اقتباس‌هايي كه از مولانا، سعدي و فردوسي در سينما و تلوزيون ايران شده و مي‌شود، نشان از گستردگي حضور اديبان و ادبيات در سينماي ايران داشته و دارد.

پيدا و پنهان

احمد شاملو در سال 1304 درتهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی او بسیار نامرتب و در شهرهای گوناگون بوده زیرا پدرش افسر ارتش بود و به همین جهت خانواده‌اش همواره در شهرهای مختلف بودند سرانجام دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند. در سال 1323 برای همیشه دست از تحصیل شست و ضمن ادامه‌ي مبارزه سیاسی تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت. حضور پيدا و پنهان احمد شاملو، به عنوان يكي از مطرح‌ترين چهره‌هاي ادبيات معاصر در سينماي ايران، بحثي است كه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است. و در ضمن ارائه كارنامه سينمايى شاملو همواره به هدف بى اعتبار كردن او مورد استفاده قرار گرفته است.

احمد شاملو سينما را به عنوان يك هنر نمي‌شناخت و آن را مورد استهزا قرار مى‌داد. از نگاه او سينما چيز مسخره‌اى بيش نبود و در بسيارى مواقع با نفرت از آن ياد مى‌كرد. او در مصاحبه‌اى با مجله‌ي فيلم (شماره 68، شهريور 67) دوران فيلمنامه نويسى خود را دوران اسارت نام گذاشت. دورانى كه سبب شد شاملو تا آخر عمرش نسبت به سينما بدبين شده و هرگز سخنى از آن بر زبان نراند. شاملو فعالیت سینمایی خود را از سال 1338 آغاز کرد و یک فیلم مستند در پیرامون سیستان و بلوچستان را به سفارش شرکت ایتال کونسولت کارگردانی کرد. گفته مي‌شود اولين بار حضور در اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی كه كارش نمايش و ساخت فيلم‌هاي آموزشي براي روستاييان و در روستاها بود، و کارگرداني فیلم مستند سیستان و بلوچستان، موجب آشنایی و ایجاد رابطه احمد شاملو با سینماگران ایرانی گردید. گفته شده در اين دوران در وزارت كشاورزي، سهراب سپهري نيز با شاملو همكاري مي‌كرد.

احمد شاملو علاوه بر سناريو نويسي براي سينماي موسوم به فيلمفارسي، در توليد و حتا كارگرداني تعدادي از شاخص‌ترين و هنرمندانه‌ترين آثار روشنفكرانه‌ي تاريخ سينماي ايران نيز نقش داشت، كه هيچ‌گاه به آن‌ها اشاره نمي‌شود و معمولاً با طرح فيلمنامه‌هاي فيلم‌فارسي‌هايي كه شاملو در نوشتن آن‌ها نقشي داشته، عملكرد وي را در سينما به باد انتقاد گرفته‌اند.

دوران اسارت

احمد شاملو كه در سال‌هاي مياني دهه‌ي سي به عنوان شاعري نوگرا و معترض در محافل روشنفكري پايتخت شناخته شده بود، در نخستين واكنش رسمي‌اش به سينما، با نوشتن مقاله‌اي در مجله‌ي آشنا، به تحسين فيلم 17 روز به اعدام، ساخته‌ي دكتر هوشنگ كاووسي پرداخت؛ اقدامي كه بعدها منجر به همكاري بيشتر آن دو شد.

در سال 1339 احمد شاملو، فيلمنامه‌ي اول هيكل را بر اساس داستان يك فيلم مصري، به پيشنهاد سيامك ياسمي مي‌نويسد. با وجود فروش خوب و موفقيت اول هيكل در گيشه، اين فيلم سليقه‌ي صاحبنظران را برآورده نمي‌كند، تا جايي كه ابراهيم گلستان در شماره‌ي 132 پست تهران سينمايي به تاريخ 26/6/1339 مي‌نويسد: «سينما 15 سال است كه در اين مملكت وجود دارد، ولي نثر فارسي را كه هزار سال سنت دارد ملاحظه كنيد [در فيلم اول هيكل] به چه روزي درآمده...». چنين نقدي بر فيلمنامه‌اي كه غالب گفتارنويسي‌هاي آن را شاملو انجام داده است، حكايت از عدم علاقه و توجه‌ي وي به سينما و بي‌اهميتي اين هنر صنعت نوپديد براي شاملو است.

سال 1342 ناصر ملك مطيعي كه به‌عنوان يك كارگردان با فيلم‌هايي موفق، تقرباً وجهه‌ي خوبي پيدا كرده بود؛ مردها و جاده‌ها را كه فيلمي كوچك و كم هزينه است، با بياني ساده و بي‌غل و غش، و بسيار صميمي كه فيلمنامه‌اش را احمد شاملو ـ بي‌آنكه نامي از او در عنوانبندي بيايد ـ نوشته بود، مي‌سازد.

شاملو چند فيلمنامه‌ي مشهور ديگر را هم بدون اين‌كه نامي از وي در عنوانبندي يا شناسنامه‌ي فيلم‌ها آورده شود، نوشته است. غالباً شاملو خود خواهان حذف نامش از عنوانبندي‌ها بود، به تصور اين‌كه ضعف هنري و ابتذال حاكم در سينماي فارسي، وجهه‌ي روشنفكرانه‌ي او را خدشه دار كند.

در همان سال 42 شاملو، با اقتباس از داستاني نوشته‌ي جيمز هادلي چيس فيلمنامه‌ي تار عنكبوت را مي‌نويسد، و با استقبال از آن فيلم كه توسط مهندس مهدي ميرصمد زاده و با بازي هوشنگ كاووسي ساخته شده بود، احمد شاملو به فيلمنامه‌نويسي موفق براي گيشه و مورد توجه فيلمفارسي‌سازها مبدل مي‌شود.

شاملو در اين زمان مدت‌ها در استوديوهاي توليد فيلم به تماشاي فيلم‌هاي تجاري آمريكايي، هندي و ايتاليايي مي‌نشيند تا از آن‌ها براي نوشتن الهام بگيرد.

باز در همان سال 1342 شاملو فيلمنامه‌ي نيرنگ دختران را با گرته برداري از داستان فيلم ايتاليايي تعطيلات در ايسيكا نوشت كه آن هم در نمايش عمومي‌اش فيلم موفقي بود.

سال بعد شاملو فيلمنامه‌ي ترانه‌هاي روستايي را مي‌نويسد، كه صابر رهبر با كارگرداني شتابزده‌اش از آن فيلمي ضعيف مي‌سازد. و با وجود نقش‌آفريني محمدعلي فردين، چندان مورد توجه قرار نمي‌گيرد.

اما شكست فيلم بن‌بست، ساخته‌ي ديگري از مهدي ميرصمد زاده، در اكران سال 1344 كه فيلمنامه‌اش را احمد شاملو نوشته است، آشكارا به دليل ضعف بيش‌از حد فيلمنامه بود.

با اين وجود شاملو در همان سال 44 اقدام به ساخت فيلمي به نام داغ ننگ مي‌كند، حاصل كار اثري ضعيف و نشان دهنده‌ي عدم شناخت شاملو به دقائق كارش است. فيلم داغ ننگ به نمايش عمومي درآمد. اما فروش چنداني نداشت.

احمد شاملو درباره‌ي تنها تجربه‌ي فيلم‌سازي حرفه‌اي ـ داستاني‌اش در شماره 470 مجله‌ي ستاره‌ي سينما 2/2/1344 مي‌گويد: «تهيه‌كننده هرچه توانست در جريان كار، صحنه‌هاي مورد پسندش را به فيلم اضافه كرد. و كار به‌جايي كشيد كه من تنها آوانسي كه مي‌خواستم حذف نامم بود كه البته با آن هم موافقت نشد...»

اما در همين سال پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران تا بيش‌از پنج‌دهه‌ي بعد، گنج قارون به نمايش درمي‌آيد. با وجود اين‌كه نامي از احمد شاملو در عنوانبندي آن ديده نمي‌شود، اما فيلمنامه‌اش منصوب به شاملو است. اگرچه گفته و شنيده‌ها درباره‌ي گنج قارون بسيار است، كه اغلب هم ناشي از موفقيت خارج از انتظار آن بوده، اما استفاده‌ي فراوان از امكانات زبان محاوره در گفت‌گوهاي فيلم گنج قارون اين احتمال را كه شاملو در پروراندن آن‌ها نقش داشته باشد، بيشتر مي‌كند.

در سال 1345 شاملو با همكاري كارگردان مشهور آن سال‌ها ساموئل خاچيكيان فيمنامه‌ي بي عشق هرگز را مي‌نويسد، فيلمي كه در نمايش عمومي‌اش با شكست روبه‌رو مي‌شود.

در همان سال شاملو، فيلمنامه‌ي ديگري براي كارگرداني ناصر ملك مطيعي با عنوان فرار از حقيقت مي‌نويسد و خود نيز دقايقي در اين فيلم بازي مي‌كند، كه احتمالاً نخستين حضور شاملو دربرابر دوربين سينما است.

همكاري ديگربار شاملو با خاچيكيان در سال 1347 شكل مي‌گيرد. در اين سال شاملو فيلمنامه‌ي ناموفق من هم گريه كردم را مي‌نويسد.

 به‌جز نمونه‌هاي ذكر شده و فيلم‌نامه‌هاي فيلمفارسي‌هاي ديگري كه احتمالاً رد حضور شاملو از آن‌ها به خواست خودش و به دلايل ذكر شده، پاك شده است، همكاري شاملو با پرويز صياد در فيلم درخشان بن‌بست قابل ذكر است. در صحنه‌هايي از فيلم بن‌بست به حضور شاملو و جوانان علاقه‌مند ادبيات و هنر در كافه نادري آن سال‌ها اشاره مي‌شود. در طول اين فيلم دو بار صداي احمد شاملو كه شعر بر سرماي درون را مي‌خواند شنيده مي‌شود.

سينما حقيقت

حضور احمد شاملو در سينماي مستند ايران مقوله‌اي است كه تاكنون كلاً به فراموشي سپرده شده است و غالباً به فيلمنامه‌هاي تجاري شاملو براي نشان دادن نقش و كارهاي او در سينما اكتفا كرده‌اند.

بادجن محصول 1348 به كارگرداني ناصر تقوايي يكي از مهمترين و بحث‌انگيزترين مستندهاي تاريخ سينماي ايران است. فيلم باد جن به مراسم دفع زار يا باد جن در بندر لنگه مي‌پردازد. روايت شاعرانه و تاثير گذار فيلم با صداي دورگه و لرزان احمد شاملو بيان شده است.

شاملو خود نيز اقدام به ساخت فيلم‌هاي مستند با گرايش قوم‌نگارانه كرده است؛ اما از آن‌جا كه اين فيلم‌ها را نه كاملاً بنا بر علايق شخصي كه به سفارش تلوزوين ساخته است، همواره به آن‌ها مانند كارهايي اداري و عاري از خلاقيت نگاه مي‌كرد. از آن‌جمله فيلم‌هاي آقا قليچ داماد مي‌شه، پاوه، رقص ديلماني، رقص قاسم‌آبادي، رقص تركمن، عروسي در داراب كلايه، گيله مردي، مراسم صوفيان، ورزا جنگ، يالانچي پهلوان و ياور سري را مي‌توان نام برد كه همه‌گي در سال‌هاي پاياني دهه‌ي 40 و آغاز دهه‌ي 50 ساخته شده‌اند. اين مستندهاي كوتاه روايتي ساده و واقع‌گرا از همان موضوعي هستند كه عنوان فيلم را نيز شامل مي‌شود.

جعبه‌ي جادو

احمد شاملو علاوه بر ساخت چند فيلم مستند كوتاه در تلويزيون نيز سناريوي مجموعه تخت جمشيد را بر اساس نوشته‌ي صادق هدايت براي كارگرداني مرتضي علوي مي‌نويسد.

در قسمت‌هاي مختلف مجموعه‌ي مثنوي معنوي نيز كه زنده‌ياد علي حاتمي آن‌ها را در سال 1353 براي تلويزيون ساخته است، صداي احمد شاملو آن را همراهي مي‌كند.

محصول زمان
حاصل دو دهه حضور پيدا و پنهان برجسته‌ترين شاعر معاصر در سينماي ايران، همكاري در ساخت يك فيلم بلند داستاني و يك فيلم كوتاه مستند و دو مجموعه‌ي تلويزيوني، كارگرداني 11 فيلم كوتاه مستند و ساخت يك فيلم بلند داستاني، و نوشتن دست‌كم 11 فيلمنامه كمابيش موفق براي سينماي فارسي است. نتيجه‌اي كه بيش از هر چيز نمايانگر زمانه‌ي زيستن شاملو، مصائب يك شاعر براي گذران زندگي در آن زمان و نشان دهنده‌ي اوج سانسور و اختناق در حكومت پهلوي بود؛ چرا كه شاعري براي امرار معاش مجبور به فعاليت در سينماي مبتذل وقت شده و جلو باروري استعدادهاي سينمايي‌اش، آن‌چنان كه فيلم‌هاي مستند شاملو مشهود است، بدين طريق گرفته مي‌شود. با اين همه مي‌توان گفت كه اگرچه حضور احمد شاملو در سينماي ايران درخشان نيست، اما از بسياري جهات در خور توجه است.

نوشته شده توسط امیر.م.ه در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 13:20 | لينک ثابت |

جنبش زنان

انجمن پژوهشگران ایران، "جنبش زنان ایران" را برای دریافت جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد سال 2008 نامزد و معرفی می نماید. در جهت آگاهی بیشتر لازم می دانیم در رابطه با "جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" باطلاع برسانیم که این جایزه برای اولین بار در سال 1968، بیستمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر، از طرف مجمع عمومی سازمان ملل اهدا شده و در آن سال "خانم دکترمهرانگیز منوچهریان" یکی از اولین دریافت کنندگان این جایزه بوده است.

انجمن پژوهشگران ایران به اختصار و به شرح زیر دلایل خود را مرعی داشته است:

مبارزات آزادیخواهانه زنان ایرانی در تاریخ معاصر ایران صد سالگی خود را پشت سر گذاشته است و زنان ایرانی علی رغم مشکلات و ناملایمات بسیار گسترده در گذر این دوران طولانی، همچنان ایستادگی کرده و از مشکلات نهراسیده اند؛

دستیابی به بسیاری از حقوق انسانی، مدنی و سیاسی، و اگر چه در سه دهه گذشته سرکوب این حقوق به نهایت خود رسیده است، بی تردید حاصل تمامی این مبارزات خستگی ناپذیر می باشد؛

فعالیت ها و مبارزات زنان در ایران که در مقابل تبعیض های قانونی و اجتماعی و موانع فرهنگی گسترده همچنان توانسته اند راههای بکر و خلاقه با استفاده از تفکری سازنده و پیش رفتن با عقل و منطق را برای دست یابی به اهداف خود برگزینند قابل ارج نهادن است.

تبدیل کردن مبارزات زنان به جنبش سیاسی – اجتماعی "برابری طلبی" که شرکت مردان را نیز بدنبال داشته است؛ جنبشی که روند تازه ای را برای خواست های حقوق بشری در تاریخ اجتماعی ایران فراهم آورده است؛

شجاعت، ایستادگی، مقاومت، نهراسیدن از شکستن سنت ها و از خشونت و زندان و همچنان پای بر جا ماندن دختران و زنان امروز ایران از جمله ویژه گی هایست که انجمن پژوهشگران ایران را بر آن داشته که در شصتمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر "جنبش زنان ایران" را نامزد جایزه حقوق بشر امسال سازمان ملل متحد بنماید؛

 

نوشته شده توسط امیر.م.ه در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 20:20 | لينک ثابت |

در چهل سالگی که کنار یک دیگر زندگی میکردیم کار از زندگیمان جدا نبود زندگی ما با کار و موسیقی می گذشت سختی ها و نگرانی ها بر اشتیاقمان می افزود و هدفی مشترک ما را به هم نزدیک  تر میکرد تا نامرادی ها را به شکیبایی تاب آریم.

بهار چهل و يك بود كه همديگر را ديديم. شعرهايش را با خط زيبايش برايم مى نوشت، آن ها را همراه نامه هايش در جعبه يى منبت كارى شده مى گذاشتم. سال ٤٣ هم خانه شديم.

هر آنچه را كه نشانى از احمد داشت با عشق و علاقه حفظ مى كردم، اين گونه بود كه آرام آرام آرشيو كاملى گرد آمد كه به لطف و ذوق هنرمندان و دوستاران او هرروز پربارتر مى شود: اين همه شعرى كه برايش مى نويسند، اين همه كه شعرهايش را مى خوانند و مى نوازند، خوشنويسى و تصويرسازى مى كنند، تصويرگرى ها و سرديس ها، پوسترها و عكس ها و ... و نيز هر اثر هنرى كه به ما هديه مى شود. 

چنين است كه خانه ى ما با محبت دوستان هم دل و بى دريغى جوانان عاشق شكوفه داده و به بار نشسته و شده است «خانه ى بامداد».

در سال هاى دشوار طاقت زده گى و دربسته گى، رنج هاى عميق روح و دردهاى جانكاه جسمى او را  مى ديدم و همراه و هم پايش رنج مى كشيدم. مى ديدم با تمامى رنج و دردش چگونه با تلاشى نفس گير، به هر درى مى زند و به هر راهى پا مى نهد تا بتواند كارى بكند و حرفش را بزند.

گاه همكار او مى شدم تا كمك دستش باشم. مى گفت و تايپ مى كردم، نسخه هاى پيش از چاپ را نمونه خوانى مى كرديم، هر جا اصطلاحى مى خوانديم و مى شنيديم براى كتاب كوچه يادداشت  برمى داشتيم و ... كم كم اين همكارى شكل جدى تر و مستمرى به خود گرفت و ادامه يافت. اكنون ما طبق تكليفى كه شاملو بر عهده مان نهاده، مى كوشيم كارها به روالى پيش برود كه شايسته ى او باشد.

درباره ى كارهايى كه اين چند سال انجام گرفته مى توان به گردآورى و انتشار يادنامه ى بامداد هميشه اشاره كرد كه اداى دينى است  به دوستاران شاملو كه از عمق جان شان براى غياب او نوشته بودند.

همچنين سه كتاب از ترجمه هاى چاپ نشده ى او منتشر شده است: حماسه ى گيل گمش (برگردان جديد)، سه نمايشنامه از لوركا (در يك مجلد) و دن آرام - كه خود را با آن ها به پايان مى بَرَد.

از مجموعه آثار شاملو تاكنون سه دفتر منتشر شده است. دفتر نخست مجموعه ى اشعار ، كه بدون اشتباه چاپى و به صورتى بايسته تر و در قطع مناسب تجديد چاپ خواهد شد. دفتر دوم همچون كوچه يى بى‌انتها، «برگردان گزينه يى از اشعار شاعران بزرگ جهان» و دفتر سوم، «ترجمه ى قصه و داستان هاى كوتاه» كه شامل داستان هاى كوتاهى است از نويسندگان مختلف كه سال ها پيش ترجمه شده و در نشريات مختلف و يا به صورت مجموعه به چاپ رسيده بود.

از كتاب هاى ديگر كه در دست تدوين است: آثارشناسى توصيفى احمد شاملو شامل فهرست تفصيلى آثار شاملو و آثار ديگران درباره ى او ، مجموعه ى گفتگوها و  مجموعه ى مقالات اوست.

همچنين پنج نوار و CD شعر و صداى شاملو كه در سال ٧٣ ضبط شده بود، در سال ٨٣  منتشر شد. سايت شاملو به آدرس www.shamlou.org نيز از سال ١٣٦٩  با زحمت و هميارى دوستان راه اندازى شده است. در هرچه پر بارتر  شدن آن مى‌كوشيم. 

ما دوستاران او، هر سال روز بيست و يكم آذرماه به گرامى داشت ميلاد بامدادى اش وعده ى ديدارى داريم، آراسته به آفرينش هاى هنرمندان.

با سپاس و قدرشناسى از همكاران و دوستانى كه در اين سال ها ياور و همراه من بودند. 
                                                                                                   آيدا
                                                                                                اسفند٨٦

http://www.jadidonline.com

نوشته شده توسط امیر.م.ه در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 15:3 | لينک ثابت |
 بی توجهی ها به افراد این جرات را می دهد تا حتی لباس های شخصی هنرمند را به فروش بگذارند (واکنش به حراج اموال شاملو)

هفتان - دوشنبه 3 تير 1387

تمام اموال و آثار به جای مانده از احمد شاملو شاعر معاصر ایران بعد از چندین سال کشمکش میان آیدا سرکیسیان همسر وی و دوستانش با سیاوش شاملو در دادگستری کرج حراج و به مبلغ 550 میلیون تومان فروخته شد. در این مزایده همه اموال منزل شاعر بلند آوازه ایران از لباس های این شاعر تا چوب سیگار و وسایل خانه تا تابلوهای نقاشی اهدایی از سوی هنرمندان به شاملو توسط سه کارشناس که از سوی دادگاه تعیین شده بودند، قیمت گذاری شد. سیاوش شاملو خریدار این اموال روز پیش از حراجی اظهار امیدواری کرده بود که بتواند این اموال را خودش به منظور راه اندازی موزه شاملو بخرد.

نوشته شده توسط امیر.م.ه در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 0:0 | لينک ثابت |
3 وسایل شخصی احمد شاملو به مزایده گذاشته شد

BBC فارسی - يكشنبه 2 تير 1387

روز دوم تیرماه، در زیرزمین دادگستری کرج، وسایل شخصی احمد شاملو شاعر معاصر به درخواست پسرش سیاوش شاملو به مزایده گذاشته شد تا این وسایل به قیمت ۵۵۰ میلیون هزار تومان توسط خود سیاوش شاملو خریداری شود.اشیایی که در میان آن از تابلوی اهدایی ایران درودی و طرح صورت احمد شاملو با قلم علیرضا اسپهبد تا زیر سیگاری و فندک احمد شاملو به چشم می خورد. اگرچه همسر شاملو، آیدا سرکیسیان روز گذشته درخواست قانونی خود را برای توقف این مزایده تسلیم دادگاه کرده بود اما طبق گفته حاضران و آگاهان به این پرونده ظاهرا این درخواست مورد موافقت دادگاه واقع نشده بود. چند ماه پیش سیاوش شاملو و ریتا آتانث سرکیسیان (آیدا) بر اساس توافق نامه ای قرار گذاشته بودند تا زمان حیات آیدا، همسر احمد شاملو هیچ یک از وراث ایشان حق دخل و تصرف در اموال شخصی او را نداشته و پس از آن نیز در محل منزل ایشان موزه ای برای احمد شاملو تاسیس شده و مدیریت آن با اولاد ذکور نسلا به نسل باشد. ضمنا طرفین توافق کرده بودند که پرونده مطروحه در شعبه ششم دادگاه حقوقی کرج که توسط سیاوش شاملو مفتوح شده بود مختومه گردد. اما سیاوش شاملو بعد از گذشت هفت ماه، با شکایت از آیدا سرکیسیان و با اعلام این که مفاد این توافق نامه به مرحله اجرا نرسیده است وسایل شخصی پدرش را به مزایده گذاشت

 

 تحلیلی متفاوت در باره‌ی حاشیه‌های حراج میراث شاملو

هفتان - چهارشنبه 5 تير 1387

اگر بخواهیم در این ماجرا که ماجرایی واقعی و عینی ست، یک طرف قضیه را واقعی و طرف دیگر را با باری از استعارات و تمثیلات همراه کنیم، راهی به خطا رفته‌ایم. چرا که اگر نگاه ما به همسر شاعر در هر ماجرای واقعی، نگاهی باشد که شاعر به «آیدا»ی خویش در عالم خیال‌پروری داشته، پس باید نگاه او را نیز در همان عالم به فرزندان‌شان نسبت دهیم...

 

 

 

نوشته شده توسط امیر.م.ه در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 23:51 | لينک ثابت |

سینمای ما - فيلمنامه «ميراث» نوشته احمد شاملو که زماني قرار بود مسعود کيميايي آن را بسازد، به زودي در قالب يک کتاب منتشر مي شود. اين خبر را ديروز سيروس شاملو مسوول دفتر نظارت بر آثار شاملو اعلام کرد. او به اعتماد گفت؛ «فيلمنامه ميراث به نوعي روايت بخشي از سال هاي زندگي شاملوست که لحني تلخ و سنگين دارد.» اين فيلمنامه را شاملو سال 67 براي ساخت در اختيار مسعود کيميايي قرار داده و از آن زمان احتمال ساختش مطرح بوده اما ظاهراً به دليل فراهم نشدن هزينه هاي بالاي توليدش امکان ساخت پيدا نکرد. کيميايي فيلمنامه را با درخواست سياوش شاملو دراختيار دفتر نظارت قرار داده و حالا قرار است به صورت کتاب منتشر شود. به رغم اين موضوع اما کيميايي همچنان علاقه مند به ساخت فيلم «ميراث» است. او در گفت وگويي کوتاه با اعتماد احتمال ساخته شدن ميراث را منتفي نمي داند. به گفته کيميايي چنانچه هر زمان بتواند بودجه ساخت آن را تامين کند ميراث را مقابل دوربين خواهد برد. او در اين زمينه از قولي که به شاملو داده ياد مي کند و از علاقه فراوانش به فيلمنامه ميراث سخن مي راند. از شاملو قرار است کتاب «من خانه ام در انتهاي جهان است» براي اولين بار منتشر شود که شامل شعرها و داستان هايي است که شاملو در سنين 18 تا 21 سالگي نوشته. بخش‌‌هایی از این فیلمنامه را می‌خوانید:


 

عمليات شست وشوي مرده، کيسه کشيدن و غيره با صداي پسر از خارج

صداي پسر؛ اوف، نه،... من اين زمين و اين زمونه رو تحمل نمي کنم. اگه نتونم دست به کاري بزنم ناچارم خودمو سر به نيست کنم. اينو از تو قايم مي کردم چون دوسًت داشتم. تو اين زندون دنگال بي در و پيکر دوست داشتن تو، شده بود دوستاقبون بي ترحم من. نذاشتم بفهمي من چي فکر مي کنم تا بي خودي بار خاطرت نشم. خيلي دير تونستم بفهمم که عشق به تو، ضعف من و سد راهمه. اما از همون لحظه يي که فهميدم، انتظار مرگتو ثانيه شماري کردم. براي اينکه خودمو از اين احساس حقارت خلاص کنم منتظر بودم اول تو بميري، حالا که مردي من باز بايد زير اين بار صبر کنم. چون تو خيال برگشتن داري، آخه چي تو سرته لعنتي؟ چي تو اون کله پوک بدسرهنگته؟

با نگاه خشمگين به يک طرف در تکيه مي دهد. مرده شو با دست چپ پکي به سيگار مي زند و چون مي بيند خاموش است مي لندد. يک دم مي خواهد از فکري که به سر دارد منصرف شود ولي نمي تواند.

مرده شو (با خود)؛ چه مي دونم بابا، گرفتاريم ديگه...

کيسه را درمي آورد، با بي حرمتي مي اندازد روي سينه جنازه. دست و عرق پيشاني اش را با گوشه لنگ سرشانه اش خشک مي کند. خميازه کشان مي رود پاي بيخ ديوار. دو انگشتش را فرو مي کند تو جيب پشتش. در حالي که پشت مرده شو به اين طرف است، پدر که انگار فرصتي پيدا کرده در نمايي سريع چپکي نگاهي سريع به پسر مي کند و با وضعي جدي ظاهراً به علامت همدستي و همدلي، چشمکي به او مي زند.

حالت حيرت زده حميد...

مرده شو در حالي که از قوطي کوچکي چيزي را درمي آورد، لاي انگشت ها حب مي کند. بيخ گلو مي اندازد و قوطي را به جيب مي گرداند.

بدون گرداندن سر خطاب به پسر؛ خوب دلي داري ماشاءالله ها. همين ديروز داشتم يه خدا بيامرزي رو مي شستم يه دفعه داداشش و دو تا پسر بزرگش جست زدن بيرون که؛ حاجي زنده شده.

کبريت رو درمي آورد. مشغول روشن کردن سيگار خاموشش مي شود.

حميد؛ منظورت اينه که مرده ها زنده هم مي شن؟



منبع خبر : اعتماد

نوشته شده توسط امیر.م.ه در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 23:37 | لينک ثابت |

سينماي ما- فيلم‌نامه‌ي «ميراث»‌ نوشته‌ي احمد شاملو كه قرار بود پيش از اين توسط مسعود كيميايي ساخته شود، منتشر مي‌شود. اين فيلم‌نامه كه براي نخستين‌بار به‌چاپ مي‌رسد، براي كسب مجوز نشر ارايه شده است. به گفته‌ي فرزند شاعر، به‌دليل هزينه‌هاي سنگين، امكان ساخت فيلم نبوده و كيميايي اين فيلم‌نامه را در اختيار دفتر نظارت بر چاپ آثار شاملو قرار داده است.
همچنين كتاب «من خانه‌ام در انتهاي جهان است» براي اولين‌بار منتشر خواهد شد. اين اثر مجموعه‌اي از شعر و داستان‌ در سنين 18 تا 21سالگي نويسنده است. به گفته‌ي سياوش شاملو، در اين دفتر، هشت شعر جديد و منتشرنشده ارايه شده‌اند و همچنين تعدادي قصه، كه از جمله به «گنجشك فقير» و «‌عقب‌نشيني در باتلاق» مي‌توان اشاره كرد.
كتاب «افسانه‌هاي هفتاد و دو ملت» شامل مجموعه‌ي مقالاتي درباره‌ي افسانه‌هاي ملت‌هاي گوناگون نيز ديگر اثر اين شاعر است كه براي نوبت دوم تجديد چاپ مي‌شود. كتاب «زير خيمه‌ي گرگرفته‌ي شب و زنِ پشتِ درِ مفرغي» هم كه به‌همراه دو اثر يادشده در انتظار كسب مجوز نشر است، پس از 50 و اندي سال براي نوبت دوم منتشر خواهد شد.
از سوي ديگر، تعدادي از كتاب‌هاي شاملو به اين ترتيب تجديد چاپ مي‌شوند: چاپ نهم «گزينه‌ي اشعار» (به انتخاب آيدا سركيسيان)، چاپ دهم «آيدا، درخت و خنجر و خاطره»، چاپ هفتم «دشنه در ديس»، چاپ دوم «نام‌ها و نشانه‌ها در دستور زبان فارسي»، چاپ سوم «آهنگ‌هاي فراموش‌شده» و چاپ دوم «مردي كه قلبش از سنگ بود» از سوي انتشارات مرواريد، كه كتاب آخر يك ‌ماه پس از انتشار، براي چاپ دوم آماده شده است.


منبع خبر : ايسنا

نوشته شده توسط امیر.م.ه در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 23:33 | لينک ثابت |
 
business article